تبليغاتX
سکوت سرشار از ناگفته هاست

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 2:43 بعد از ظهر توسط سوته دل |

سالگرد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 4:20 بعد از ظهر توسط سوته دل |

تفنگت را زمین بگذار

که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار

 تفنگ دست تو یعنی

زبانِ آتش و آهن

 من اما پیش این اهریمنی ابزارِ بنیان کن

 ندارم جز زبان دل ،

دلی لبریز ز مهر تو ،

 تو ای با دوستی دشمن !

زبان آتش و آهن زبان خشم و خونریزی ست

 زبان قهرِ چنگیزی ست

 بیا ، بنشین ، بگو ، بشنو سخن، شاید

 فروغِ آدمیت راه در قلب تو بگشاید

 برادر گر که می خوانی مرا، بنشین

 برادروار تفنگت را زمین بگذار،

 تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو این دیوِ انسان کش برون آید

تو از آیین انسانی چه می دانی ؟

اگر جان را خدا داده ست چرا باید تو بستانی ؟

 چرا باید که با یک لحظه غفلت ،

این برادر را به خاک و خون بغلطانی ؟

 گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی ، حق با توست !

ولی حق را برادر جان

 به زور این زبان نافهمِ آتشبار نباید جست !

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار

 تفنگت را زمین بگذار



فریدون مشیری

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط سوته دل |

ای جان به لب آمده  (فریدون مشیری)


ای چشم ز گریه سرخ,خواب از تو گریخت

ای جان به لب آمده,تاب از تو گریخت

با غم سرکن که شادی از کوی تورفت

با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 8:36 قبل از ظهر توسط سوته دل |



ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 7:27 بعد از ظهر توسط سوته دل |

قشنگ ترین جواب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 4:37 بعد از ظهر توسط سوته دل |

10 آبان قرار شد


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 10:32 قبل از ظهر توسط سوته دل |

این نوشته ها فقط برای خوندن یه نفر نوشته می شه.

اصلا دلم نمی خواد کسی به غیر از اون کسی که من دارم براش می نویسم بیاد این وبلاگ رو بخونه.

اصلا دلم نمی خواد.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 9:50 قبل از ظهر توسط سوته دل